عنكبوتها
ماه با درخشندگي نافذ خود
و طوفان ناب ماه ژوئن
همه ي زندگي در كيوان او در حركت است
نوري هدايتگر نزديك مي شود به سالهاي
هدر رفته و بيهوده مان در وحشت
روياها در سرم پيچ و تاب مي خورند

در ميانه افكارم
پيش از آني كه درِِِيابي و آگاه شوي
زندگي شما وسعتي لايتناهي است
كه مدارهاي كامپيوتري به آنها چشم انداز مي بخشد
همه زندگي در گيسوان او در حركت است
عنكبوتها هم ساز و هم آهنگ هستند
به يكدستي مهتاب
روياها در سرم پيچ و تاب مي خورند
در ميانه افكارم پيش از آني كه دريابي
و آگاه شوي پيش ار آني كه بداني
مي خواهم در انتظار باشم با هوشياري كامل
روياها در سرم پيچ و تاب مي خورد.
سياست.دروغ.كفر.بزدلي.جنايت
حذف شدن،حذف شدن،حذف شدن
مرگ،چرا،قدم زدن در امتداد سراشيبي
پايين رفتن
يك قتل عام نژادپرستانه كامل
همه افتخاراتمان بر باد رفت
يك نسل كشي بي عيب و نقص
دور شده اييم،تماشا كن
همه شان سقوط مي كنند
انقلاب،تنها پي آيند و نتيجه
واكنش مسلحانه از يك ملت
تمام عيار انقلاب،تنها نتيجه
ما همه ي آشغالهاي شما را برديم،حال زمان جبران
و تاوان است
باز شناسي،بازسازي،ترميم
تماشا كن آنها هم همه سقوط مي كنند
نقشه سر بسته و محرمانه،قتل عام نام داشت
(نمي خواهم تو را اين دور و برها ببينم)
همه ي كودكان را با خود ببر و بعد ما مي ميريم
آن چند تايي هم كه باقي مانده اند هرگز پيدا نشدند
همه در نظامي فرو پاشيده فرو پاشيده فرو پاشيده
حركت در سراشيبي سقوط